تبليغاتX
سرمه - کودکانه ها
here i am

خانواده ی خوشبخت همراه 3 فرزند خود به دامان طبیعت رفته بودند.الاغی در چمن زار های اطراف عرعر میکرد.

دختر بزرگتر خانواده(8ساله):  عجب آوازی میخونه!

سگ ولگردی که همین طور واسه خودش پرسه میزد نزدیک نشسته بودو انگار تو چشمش پشه رفته بود با دم و پاهاش خودش رو میخاروندو دم تکون میداد.

دختر دوم خانواده(6 ساله): ماماااااااان! این سگه بهم چشمک میزنه!آه! بیا! بازم چشمک زد!ببیییییییین!

پسر کوچک خانواده(4ساله) : بابا چرا این سگه شورت نپوشیده؟!



+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:16  توسط   |